به پایان آمد این دفتر
حکایت بی دلیل باقیست
با بهار شروع کردم و با پاییز تمام.......
در پناه حق
همیشه از خوبیای آدما برای خودت یه دیوار بساز؛
پس هروقت در حقت بدی کردن فقط یه
آجر از دیوار بردار؛
بی انصافیه اگه دیوارُ خراب کنی!!!
آخر خط جاده های خسته
بگو چقدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتی به خون نشسته
چند تا ترانه است که کسی نخونده
دووم بیار خسته نشو از سفر
تنهاییتم بزار رو دوشت ببر
ترانه باش اون ور آخر خط
به نقطه میرسی بیا سر خط